معنی محاسنی
4 بازدید
[ مَ سِ نی ی ] (ص نسبی) منسوب است به محاسن که بطنی است. (از انساب سمعانی).[ مَ سِ ] (اِخ) سلیمان بن احمدبن سلیمان بن اسماعیل (۱۱۳۹ تا ۱۱۷۸ هـ . ق.) شاعر دمشقی مولد و مدفن به نیابت محاکم و امامت و خطابت در جامع اموی دمشق قیام و اقدام داشت و دیوان شعری دارد. (الاعلام زرکلی).[ مَ سِ ] (اِخ) محمدبن تاج الدین بن احمد المحاسنی الدمشقی (۱۰۱۲ تا ۱۰۷۲ هـ . ق.) خطیب جامع اموی دمشقی و مردی شاعر بود و تعلیقه ها در حدیث بر صحیح مسلم دارد و نوشته ها که دلالت بر فضل او کند. شیخ عبدالغنی نابلسی او را مرثیه گفته است. (الاعلام زرکلی ج ۶ ص ۲۸۷ چ ۲).[ مَ سِ ] (اِخ) موسی بن اسعدبن یحیی بن ابی الصفاء متوفی به سال ۱۱۷۳ هـ . ق فاضل دمشقی در ادب و فقه حنفی دستی داشت. در جوانی به قسطنطنیه شد و آنجا در دماغ وی خللی رخ داد و به دمشق بازگشت و بهبود یافت اما در زبانش لکنتی پدید آمد. تألیفاتی و شروحی در فقه و معانی دارد. (الاعلام زرکلی).
کلمات همقافیه با «محاسنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر