معنی محارة

معنی محارة

5 بازدید
[ مَ رَ ] (ع اِ) جای بازگشت. (منتهی الارب). حَور، محار، حُوور. (از لسان العرب). - اندرون گوش. ج، محارات. - پیوند کتف. - صدف. - هر استخوانی که مانند صدف باشد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). - چیزی است مانند هودج. (منتهی الارب). قسمی از هودج. (ناظم الاطباء). - مابین عذود (؟) تا پیش سم. (منتهی الارب). آن جزئی که واقع شده است ما بین نسر یعنی برآمدگی سم و پیش سم. (ناظم الاطباء).منسم البعیر. (اقرب الموارد). - خط. (منتهی الارب). - رسم. (ناظم الاطباء). - کرانه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). - ناحیه. (ناظم الاطباء). - زنخدان. حنک. - زیر حنک و زنخدان. - منفذ و راه تنفس به خیشوم. - تیزی و رگ ران. - بالای درونی دهان اسب، محارةالفرس. (از تاج العروس). کام ستور. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). - نقصان، یقال حور فی محارة (بالضمّ و الفتح)؛ یعنی نقصان در نقصان است و این مثل برای کسی زنند که در ادبار و بدبختی است یا در گمراهی است و صلاح نپذیرد و حال آنکه درستکار و صالح بوده است. (از منتهی الارب) (از تاج العروس).

کلمات هم‌قافیه با «محارة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید