معنی محاتة
7 بازدید
[ مَ تَ ] (ع مص) سخت گردیدن. - سخت گرم شدن روز. محت یومنا. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). - خردمند و تیزخاطر شدن. - خالص و بی آمیغ گشتن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «محاتة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تة» برای سرودن شعر