معنی محابات
5 بازدید
[ مُ ] (ع مص) محابا. محاباة. رجوع به محابا و محاباة شود. - محابات کردن؛ ترسیدن. - - کوتاهی و سهل انگاری کردن. فروگذاشتن : اگر محاباتی کند جانش برفت. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۱۱۸). - - ملاحظه و طرفداری و جانبداری کردن.
کلمات همقافیه با «محابات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر