معنی مجنوبة
6 بازدید
[ مَ بَ ] (ع ص) سحابة مجنوبة؛ ابری که باد جنوب در آن وزد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). ابری که باد جنوب در وی وزد و آن را پراکنده کند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مجنوبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر