معنی مجنوب
7 بازدید
[ مَ ] (ع ص) آن که بیماری ذات الجنب دارد و مبتلا به بیماری پهلو. (منتهی الارب) (آنندراج). گرفتار ذات الجنب و بیماری پهلو. (ناظم الاطباء). - آن که در باد جنوب درآمده باشد. - اسب کتل. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). جنیبت. یدک. مُجَنَّب. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مجنب شود.
کلمات همقافیه با «مجنوب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر