معنی مجموعه

معنی مجموعه

4 بازدید
[ مَ عَ ] (ع ص) جمع شده و گرد آمده و گردآورده و فراهم آمده. (ناظم الاطباء). - مجموعهٔ کلام؛ حاصل کلام. مختصر کلام. (ناظم الاطباء). - مجموعهٔ گل؛ انبوهی از گل. گلستان. باغچهٔ گل : چون صبا مجموعهٔ گل را به آب لطف شست کج دلم خوان گر نظر بر صفحهٔ دفتر کنم. حافظ. شرح مجموعهٔ گل مرغ سحر داند و بس که نه هر کو ورقی خواند معانی دانست. حافظ. در کنار بوستان مجموعهٔ رنگین گل صائب از اوراق دیوان تو یادم میدهد. صائب. - (اِ) مخزن. (ناظم الاطباء). خزانه. گنجینه : بدست آوریدند مردی شگرف که مجموعه ای بود از آن جمله حرف. نظامی. ای یار غار و سید صدیق و راهبر مجموعهٔ فضائل و گنجینهٔ صفا.سعدی. ابروی دلارایت مجموعهٔ زیبایی مجموع چه غم دارد از من که پریشانم. سعدی. - جُنگ. دفتری که در آن مطالب متنوع و مختلف گرد آورند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): و این سخن را مجموعه ای است که آن را کلیله و دمنه خوانند. (کلیله و دمنه). خاطر به دست تفرقه دادن نه زیرکی است مجموعه ای بخواه و صراحی بیار هم.حافظ. - تمام و همه و همگی. - محل اجتماع. - توده و جماعت. - مجلس و انجمن. (ناظم الاطباء). - سینی را گویند و آن ظرفی باشد مدور و کلان که در آن پیاله ها و مانند آن نهند. (آنندراج). مجمعه و طبق. (ناظم الاطباء). سینی بزرگ. تشت خوان. قسمی سینی بزرگ مدور مسین. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مجمعه شود. - یک قسم خوشبوی مرکبی. (ناظم الاطباء). معروف است از ادویه به نزدیک اهل بصره و آن انواع روغنهاست که به هم جمع کرده باشند چون خیری و دهن الغار و روغن هستهٔ زردآلو ... و قدری جند بیدستر و اندکی مشک اضافه کنند و بجوشانند. (ترجمهٔ صیدنه). - (اصطلاح ریاضی) دسته ای از نقاط یا اعداد که دارای خواص مشترکی باشند یا در شرایط معینی با هم ارتباط داشته باشند، مثلاً گویند: مجموعهٔ اعداد حقیقی، مجموعهٔ نقاط یک خط، مجموعهٔ دوایر، مجموعهٔ توابع. (فرهنگ فارسی معین). از اواخر قرن نوزدهم هر گروه مشخص از اشیاء دو بدو متمایز را مجموعه و هریک از آن اشیاء را یک عضو این مجموعه گویند که ممکن است اعداد با همهٔ گوناگونیهای آنها، نقاط، بردارها، اشکال، معادلات، توابع و غیره باشند. در صورتی که شمارهٔ اعضای یک مجموعه محدود باشد، آن مجموعه را محدود خوانند، مانند مجموعهٔ مقسوم علیه های یک عدد صحیح و در صورتی که این شماره نامحدود باشد، مجموعه را نامحدود خوانند مانند مجموعهٔ مضربهای یک عدد، عضویت یک مجموعه را به صورت A ی a نمایش می دهند و آن را چنین می خوانند: a عضو A است، یا a به A تعلق دارد. قراردادهای دیگری برای اجرای اعمال ریاضی در مجموعه ها یا روابط آنهابا یکدیگر هست، از جمله A B، یعنی هر عضو A عضو B است. اگر A B باشد آن گاه B-A را متمم B نسبت به A خوانند. نظریهٔ مجموعه ها از مباحث مهم ریاضی جدید است. (از لاروس و ریاضی آنالیز دکتر مصاحب).

کلمات هم‌قافیه با «مجموعه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید