معنی مجمده
5 بازدید
[ مَ مِ دَ ] (ع اِ) یخدان. (دهار). یخدان. یخچال موضعی که یخ را در آن انبار کنند. (کلیات شمس چ فروزانفر، ج ۷، فرهنگ نوادر لغات): کی روا دارد خورشید حق گرمی بخش که فسرده شود از مجمده دانشمندی. (کلیات شمس ایضاً).
کلمات همقافیه با «مجمده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر