معنی مجلس گفتن
5 بازدید
[ مَ لِ گُ تَ ] (مص مرکب) کنایه از وعظ گفتن. (آنندراج). وعظ کردن. موعظه کردن در مسجد و جز آن و بیشتر بر منبر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مجلس داشتن : در این خانقاه نزول کرده است و مجلس می گوید و این مردمان به مجلس او رغبت می نمایند. (اسرارالتوحید ص ۵۳). یک روز شیخ مجلس می گفت و خلق بسیار جمع آمده بودند. (اسرارالتوحید). آورده اند که یک روز شیخ ما ابوسعید ... در نیشابور مجلس می گفت. (اسرار التوحید). حسن بصری ... در هفته یکبار مجلس گفتی هر بار که بر منبرشدی اگر رابعه حاضر نبودی فرود آمدی. (تذکرة الاولیاء). نقل است که شقیق در سمرقند مجلس می گفت روی به قوم کرد و گفت ای قوم اگر مرده اید به گورستان و اگر کودکید به دبیرستان ... و اگر بنده اید داد مسلمانی از خود بستانید ... (تذکرة الاولیاء). و رجوع به مجلس داشتن شود.
کلمات همقافیه با «مجلس گفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر