معنی مجسمشده
6 بازدید
[ مُ جَ سْ سَ شُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) جسمیت یافته. به صورت جسم درآمده : مستنصر باللََّه که از فضل خدای است موجود و مجسم شده در عالم فانیش. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «مجسمشده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر