معنی مجری کردن
6 بازدید
[ مُ را کَ دَ ] (مص مرکب) مجری داشتن. اجرا کردن. و رجوع به مجری داشتن شود.
کلمات همقافیه با «مجری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر