معنی مجدف
6 بازدید
[ مِ دَ ] (ع اِ) بیل کشتی. (آنندراج) (ناظم الاطباء). خله. پاروی کشتی. مجداف. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - بال مرغ. (ناظم الاطباء). و رجوع به مجداف شود.[ مُ جَ دْ دَ ] (ع ص) رجل مجدف علیه العیش؛ مرد تنگ عیش. (منتهی الارب) (آنندراج).[ مُ جَ دْ دِ ] (ع ص) ناسپاسی کننده نعمت را. (آنندراج) (از اقرب الموارد). ناسپاس نعمت خدا و کم شمرندهٔ آن و کافر نعمت. (ناظم الاطباء). ناسپاسی کننده نعمت را و کم شمرندهٔ آن. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «مجدف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دف» برای سرودن شعر