معنی مجدر شدن
6 بازدید
[ مُ جَ دْ دَ شُ دَ ] (مص مرکب) دچار آبله شدن. آبله نشان شدن : نه مه غذای فرزند از خون حیض باشد پس آبله در آرد صورت شود مجدر. خاقانی. - نقش و شکل آبله پیدا کردن. به شکل چهرهٔ آبله رویان در آمدن : خاک بارگاه بر تقبیل شفاه مجدر شد. (جهانگشای جوینی ج ۲ ص ۵۴).
کلمات همقافیه با «مجدر شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر