معنی مجاهزدل
5 بازدید
[ مُ هِ دِ ] (ص مرکب) آن که خاطر و اندیشه اش به بازرگانان مالدار و غنی مانند بود: بیاع خان جان مجاهزدلان عشق جز صبح نیست، جان تو و جان صبحگاه. خاقانی.
کلمات همقافیه با «مجاهزدل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر