معنی مجاهرة
7 بازدید
[ مُ هَ رَ ] (ع مص) مجاهرت. رویاروی جنگ کردن. (المصادر زوزنی). با کسی رویاروی جنگ کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). - رویاروی دشنام دادن. (المصادر زوزنی). دشنام دادن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). - به آواز بلند خواندن. (المصادر زوزنی) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). با آواز خواندن. (منتهی الارب) (آنندراج). - آشکارا کردن. (ترجمان القرآن ص ۸۶) (منتهی الارب) (آنندراج). - دشمنی کردن. (منتهی الارب) (آنندراج). آشکارا کردن دشمنی را با کسی. جِهار. - چیره شدن بر قوم در کار. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مجاهرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر