معنی مجاهده

معنی مجاهده

6 بازدید
[ مُ هَ دَ / مُ هِ دِ ] (ع مص) مجاهدت. مجاهدة. رجوع به مجاهدة و مجاهدت شود. - (اِمص) کوشش و سعی بسیار و جد و جهد. (ناظم الاطباء). کوشش. (غیاث). - رنج و مشقت. (ناظم الاطباء) (غیاث): یکی از بخت کامران بینی دیگری را دل از مجاهده ریش. سعدی (گلستان). دل بر مجاهده نهادن آسان تر است که چشم از مشاهده برگرفتن. (گلستان). بستان بی مشاهده دیدن مجاهده ست و رصد درخت گل بنشانی بجای یار.سعدی. - مجاهده بردن؛ رنج بردن : از قبح مشاهدهٔ او مجاهده می برد. (گلستان). - کارزار در راه خدا و جهاد. (ناظم الاطباء). با کافران جنگ کردن. (غیاث). - پیکار با نفس اماره : یک لحظه در مجاهدهٔ نفس پای دار و آنگاه دست بر سر گنج ظفر فکن. (از عقدالعلی). گاه در علت مجاهده اند گاه در مجلس مشاهده اند. سنائی (مثنویها چ مدرس رضوی ص ۲۱۳). ما ضعیفان که در مجاهده ایم طالب لذت مشاهده ایم. سنائی (مثنویها چ مدرس رضوی ص ۹۴). همواره این عدو در زندان مجاهده دارد. (فیه مافیه). و رجوع به مجاهدت و مجاهدة شود.

کلمات هم‌قافیه با «مجاهده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید