معنی مجانی
5 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جِ مَجنی ََ. (اقرب الموارد). جِ مجنی [ مَ نا ] : مجانی الادب. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مجنی شود. - سودها و منفعتها و حاصلها. (ناظم الاطباء).[ مَ جْ جا ] (ص نسبی) بلاعوض و مفت و رایگان و بی مزد و اجرت. (ناظم الاطباء). مفتی. برایگان. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - قسمی از شاگردان دارالفنون طهران به زمان ناصرالدین شاه که چاشت (ناهار) آنها را در مدرسه می دادند. برایگان. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مجانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر