معنی مجاعت

معنی مجاعت

6 بازدید
[ مَ عَ ] (ع اِمص) گرسنگی. (غیاث). مجاعة: آتش مجاعت چون بر افروزد دیار قناعت رابسوزد. (مقامات حمیدی). در مجاعت بادروزه با قناعت دریوزه نتوان ساخت که این نکبتی است تام در ذریهٔ آدم. (مقامات حمیدی). ستوری بشکند و جراحت مجاعت را شفا و مرهم سازد. (سندبادنامه ص ۲۲۰). نفوس شریف خویش رابه اندک بلغه قانع گردانیدند و بدانچه میسر می شد سد مجاعت می کردند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). در مجاعت بس تو احول دیده ای که یکی را صد هزاران دیده ای.مولوی. پس بگفتند این ضعیف بی مراد از مجاعت سکته اندر وی فتاد.مولوی. باز نفسش از مجاعت برطپید از گدائی کردن او چاره ندید.مولوی. وز مجاعت و اشتها هر گاو و خر کاه می خوردند همچون نیشکر.مولوی. رحمشان آمد که او بس بینواست وز مجاعت هالک مرگ و فناست.مولوی. و رجوع به مجاعة شود. - سال مجاعت. رجوع به ترکیب بعد شود. - عام مجاعت؛ عام مجاعة. سال قحط. قحط سالی. تنگ سالی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

کلمات هم‌قافیه با «مجاعت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید