معنی مجارات
4 بازدید
[ مُ ] (ع مص) با یکدیگر مناظره کردن. با هم سخن گفتن : میان هر دو رسول در منازعت و مراجعت سخن و حوالت ایشان به یکدیگر در آن جنایت مجارات بسیار رفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۳۳۲). - رقابت کردن. با هم برابری کردن : مرو دارالملک سلطان سنجر بود و مرجع هر کهتر و مهتر ... عدد رؤوس انسان با اقطار باران نیسان مبارات می نمود و زمین آن با آسمان مجارات. (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج ۱ ص ۱۱۹). - با هم رفتن. تجاری. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مجاراة شود.
کلمات همقافیه با «مجارات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر