معنی مجار
5 بازدید
[ مِ ] (ع اِ) رسن پای بند شتر. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). عقال و رسن پای بند شتر. (ناظم الاطباء). - (مص) افزون گرفتن در خرید و فروخت. مماجرة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مُ ] (ع اِ) ملجأ و پناه. (ناظم الاطباء). و رجوع به مجیر شود.[ مُ جارر ] (ع ص) آزاررسان و جفاکار. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).[ مَ ] (اِخ) مردم مجارستان. و رجوع به مجارستان شود.
کلمات همقافیه با «مجار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر