معنی مثکل
7 بازدید
[ مُ کِ ] (ع ص) زن گم کرده فرزند. ج، مثاکل. (ناظم الاطباء). زنی که لازم شود او را ثکل [ ثُ یا ثَ کَ ] یعنی بی فرزندی. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به مثکال و مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «مثکل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کل» برای سرودن شعر