معنی واژه مثوبت
6 بازدید
[ مَ بَ ] (ع اِ) جزای نیکی. (غیاث): رب العالمین گوید گواهی شان قبول کردم و حکم کردم بیگانگان را سیاست و عقوبت و دوستان را مثوبت و رحمت. (کشف الاسرار ج ۲ ص ۵۲۹). پذرفته باد روزه و فرخنده عید تو از روزه با مثوبت و از عید شادمان. سوزنی (دیوان چ شاه حسینی ص ۲۹۸). همه از سریقینی صادق و رغبتی تمام بسیجیدهٔ کار شدند و دلها بر احراز مثوبت غزو و نیل درجهٔ شهادت قرار دادند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۱). و رجوع به مثوبة شود.