معنی واژه مثوب
5 بازدید
[ مُ ثَ وْ وِ ] (ع ص) بازگردنده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). - دوباره خواننده. (آنندراج) (از منتهی الارب). و رجوع به تثویب شود. - بازدهنده. (ناظم الاطباء). - اداکننده و واپس دهندهٔ وام. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).[ مَ ثْ وَ ] (اِخ) شهری است به یمن. (از معجم البلدان) (از منتهی الارب). نام شهری به حضرموت و در اینجا سپاه وهرز به یاری اهل یمن از کشتیها فرود آمدند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به ابناء و وهرز شود.[ مُ ثْ وِ ] (ع ص) جزادهنده و مکافات دهنده و عوض دهنده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به اثواب شود.