معنی مثله شدن
7 بازدید
[ مُ لَ / لِ شُ دَ ] (مص مرکب) گوش و بینی بریده شدن : نعوذ باللََّه اگر زان یکی شود مثله ز حرص حمله بود همچو جعفر طیار. ابوحنیفهٔ اسکافی (از تاریخ بیهقی چ فیاض ص ۲۷۷). اگر زن حجام بر فساد و ناشایست تحریض و معاونت روا نداشتی مثله نشدی. (کلیله و دمنه). و رجوع به مثله شود.
کلمات همقافیه با «مثله شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر