معنی مثری

معنی مثری

5 بازدید
[ مُ ثَ رْ ر ] (ع ص) تر کنندهٔ خاک. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). تر کنندهٔ دانه و نان خشک. (ناظم الاطباء). - آن که آب ریخته لت کند قروت را. (آنندراج) (از منتهی الارب). - آن که آب زند بر جایی. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آب پاشنده به روی زمین. - کسی که دست می زند بر زمین. (ناظم الاطباء). و رجوع به تثریة شود.
[ مُ ] (ع ص) توانگر. (مهذب الاسماء). بسیار مال. (آنندراج) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). بسیار مال و با ثروت. (ناظم الاطباء). - باران رسنده به ثری. (آنندراج) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - تر و نمناک. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). - مابینی و بینک مُثْرٍ؛ یعنی پیوند من و تو نمی گسلد. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). یعنی خشک نشود تری و نمی مابین من و تو. (ناظم الاطباء). - زهدان باردار. (ناظم الاطباء). - ابری که تر کند و نرم نماید زمین را. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).

کلمات هم‌قافیه با «مثری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید