معنی مثرودیطوس

معنی مثرودیطوس

4 بازدید
[ مَ ] (معرب، اِ) پادزهر منسوب به مهرداد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). نخست این تریاق مهرداد کرد و اندروماخس گوشت افعی بر آن زیاده کرد و تریاق اندروماخس همان تریاق است با افزونی گوشت افعی و تریاق فاروق نیز همین تریاق مثرودیطوس و تریاک اندروماخس است. اخلاط آن زعفران، مر، غاریقون، زنجبیل، دارچینی، کتیرا، سنبل هندی، کندر، خردل، عود، بلسان، اسطوخودس، قسط، سیسالنوس، کمافیطوس، قنه، علک البطم، دارپلپل، عصارهٔ لحیةالتیس، جند بیدستر، ساذج هندی، جاوشیر، سلیخه، پلپل سپید، پلپل سیاه، سورنجان، جعده، سقودریون، دوتو، اکلیل الملک، جنطیانا، روغن بلسان، اقراص فرقیون، مقل، سداب، اشق، ناردین، مصطکی، صمغ عربی، قطراسالیون، قردمانا، تخم بادیان، انیسون، وج، سکبینج، اسارون، افیون، برگ گل سرخ، مشک طرامشیع، فو، اقاقیا، بزرهوفاریقون، شراب ریحانی و غیره. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی، یادداشت به خط مرحوم دهخدا). تریاقی است که مثروذیطوس پادشاه آن را ساخت و به نام خود موسوم کرد و گویند مثرود دیطوس نام طبیبی است که معجونی ساخت و آن را به اسم خود نامید. (از بحر الجواهر). و رجوع به مثروذیطوس و تریاق فاروق شود.

کلمات هم‌قافیه با «مثرودیطوس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید