معنی مثانی

معنی مثانی

4 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جِ مثنی [ مَ نا ]. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به مثنی شود. - جِ مثناة [ مَ / مِ ]. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به مثناة شود. - (اِخ) قرآن است به سبب اقتران آیهٔ رحمت و آیهٔ عذاب. (از منتهی الارب) (غیاث) (آنندراج). در شرع اطلاق می شود بر تمامی قرآن مجید زیرا مشتمل است بر وعد و وعید و بهشت و دوزخ و مبدأ و معاد و امر و نهی و احکام اعتقادیه و عملیه و بر مراتب سعداء و مدارج اشقیاء. (از کشاف اصطلاحات الفنون). از جمله نامهای قرآن است. (از نفایس الفنون). - آنچه از قرآن مکرر است. - سورهٔ فاتحه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). سورهٔ فاتحه از آنکه دوباره خوانده می شود در دو رکعت. (غیاث) (آنندراج). سورهٔ فاتحةالکتاب زیرا مشتمل است بر وعد و وعید در این آیت: مالک یوم الدین. و بر احوال نیکوکاران و تبهکاران در این آیت: الذین انعمت علیهم. الی آخر سوره و برای آنکه در هر نماز در هر رکعت اول و دوم باید خوانده شود و برای آنکه این سوره در دو نوبت بر پیغمبر نازل شد یک نوبت در مکه زمانی که نماز واجب گردید و یک نوبت در مدینه هنگامی که قبله از بیت المقدس به خانهٔ کعبه نقل و تحویل گردید. (از کشاف اصطلاحات الفنون). - سورتهای قرآن دراز و کوتاه. (محمودبن عمر). سورهٔ بقره یا براءة یا هر سوره ای که کم از سوره های طوال و مئین و زاید از سوره های مفصل باشد یا سورهٔ حج و سورهٔ قصص و سورهٔ نمل و سورهٔ عنکبوت و سورهٔ نور و سورهٔ انفال و سورهٔ مریم و سورهٔ روم و سورهٔ یس و سورهٔ فرقان و سورهٔ حجر و سورهٔ ابراهیم و سورهٔ ص و سورهٔ محمد و سورهٔ لقمان و سورهٔ زخرف و سورهٔ ق و سورهٔ مؤمن و سورهٔ سجده و سورهٔ احقاف و سورهٔ جاثیة و سورهٔ دخان و سورهٔ احزاب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). سوره هایی که آیاتش از صد کمتر باشد. (کشاف اصطلاحات الفنون). سورتها از قرآن که هر یک کمتر از صد آیت است یعنی ثوانی مئین مأخوذ از قول رسول (ص): اعطیت مکان الانجیل المثانی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). سوره هایی از قرآن که پس از مئین آیند زیرا این سوره ها مثنی یعنی مابعد آنها هستند وبه عبارت دیگر مئین اوایل بشمار آیند و مثانی ثوانی محسوب گردند. - سبع المثانی. رجوع به همین کلمه شود. - (ع اِ) تارهای دوم عود. (از منتهی الارب). آنچه بعد از تارهای اول عود است. (از اقرب الموارد). تارهای دوم عود که آلتی از آلات موسیقی است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): بر مثانی و مثالث بنواز ای مطرب وصف آن ماه که در حسن ندارد ثانی. حافظ. سلام اللََّه ما کر اللیالی و جاوبت المثانی و المثالی.حافظ. - زانوی ستور و دو آرنج آن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). زانو و آرنج ستور. (ناظم الاطباء). - پیچ و خمهای وادی. (از اقرب الموارد). - بعضی از محققان نوشته اند که جمع مثنی [ مُ ثَ ن نا ] باشد به معنی تثنیه کرده شده. (غیاث) (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «مثانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید