معنی متیقظ
7 بازدید
[ مُ تَ یَ قْ قِ ] (ع ص) بیدار و هوشیار و بیدار شونده از خواب. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). بیدار و هوشیار و آگاه و خبردار. زیرک و خردمند و چالاک. (ناظم الاطباء): ... و خردمند دوربین را مدهوش حیران و احمق غافل را زیرک متیقظ... (کلیله و دمنه چ مینوی ص ۱۰۵). ... و آن را که برما گماری متبصری بیدار و متیقظی هشیار و حافظی بطبع صلاح جوی باشد. (مرزبان نامه ص ۱۷۶). رجوع به تیقظ شود.
کلمات همقافیه با «متیقظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قظ» برای سرودن شعر