معنی متکبد
4 بازدید
[ مُ تَ کَ بْ بِ ] (ع ص) آفتاب که در میان آسمان درآید. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ظهر، وقتی که آفتاب در میان آسمان باشد. (ناظم الاطباء). - آماده و مستعد. - شیر دفزک شده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «متکبد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بد» برای سرودن شعر