معنی متوعد
5 بازدید
[ مُ تَ وَعْ عِ ] (ع ص) ترساننده به بدی. (آنندراج) (منتهی الارب). ترسانندهٔ تهدید کننده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بیم کننده. مهدد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به توعد شود.
کلمات همقافیه با «متوعد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عد» برای سرودن شعر