معنی متوضح
4 بازدید
[ مُ تَ وَضْ ضِ ] (ع ص) پیدا و آشکار. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). واضح و پیدا و نمایان و آشکار. (ناظم الاطباء). و رجوع به توضح شود. - آنکه در راه ظاهر و آشکار گردد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - آنکه به راه روشن و میانه رود. - آنکه در جماعت و انبوه در نیاید. - شتر اندک سپید. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - (اِ) تهیگاه. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «متوضح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضح» برای سرودن شعر