معنی متوازن
5 بازدید
[ مُ تَ زِ ] (ع ص) هم وزن و هم سنگ. (ناظم الاطباء). آنچه که هم وزن و معادل دیگری باشد. هم وزن. هم سنگ. (فرهنگ فارسی معین). - سجع متوازن؛ سجعی باشد که در آن موازنه ملحوظ شود. (از کشاف اصطلاحات الفنون). چنان است که کلمات فقط در وزن یکی باشد. مانند: «بحری است مواج و شخصی نقاد» در این مثال بحر با شخص و مواج با نقاد سجع متوازن است. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به سجع شود.
کلمات همقافیه با «متوازن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر