معنی متهورانه
6 بازدید
[ مُ تَ هَ وْ وِ نَ / نِ ] (ق مرکب) گستاخانه و بی باکانه و دلاورانه. (ناظم الاطباء): شیخ علی خان خود را متهورانه بر آن هزار سوار زد. (مجمل التواریخ گلستانه ص ۲۲۹).
کلمات همقافیه با «متهورانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر