معنی متهود
8 بازدید
[ مُ تَ هَ وْ وِ ] (ع ص) توبه کننده. (از آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). توبه کرده. (ناظم الاطباء). التایب. (مهذب الاسماء). - جهود شونده. (آنندراج). یهودی شده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد)) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - برگشته از حق. (ناظم الاطباء). - کار نیکو نماینده. (آنندراج) (از منتهی الارب). - آهسته در رفتار. (ناظم الاطباء). و رجوع به تهود شود.
کلمات همقافیه با «متهود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر