معنی متمنعان
6 بازدید
[ مُ تَ مَ نْ نِ ] (ع ص، اِ) ناقهٔ جوانه و گوسپند جوانه بدان جهت که به سبب جوانی از خشکسال غالب آیند یا سیر میخورند قبل از شتران و گوسفندان کلانسال، یا از ذات خودها انقطاع زمان میکند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). گوسفندانی که جنگ و پیکارکننده هستند روزگار را از نفس خود. (ترجمهٔ قاموس). - به صیغهٔ تثنیه، ماده شتران جوان. - گوسپند جوان. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «متمنعان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر