معنی متملک
5 بازدید
[ مُ تَ مَ لْ لِ ] (ع ص) به قهر ملک گرداننده چیزی را. (آنندراج). خداوند و مالک چیزی به قهر. (ناظم الاطباء): ضیعتها و املاک متملک میشدند. (تاریخ قم ص ۲۵۳).رجوع به مادهٔ بعد شود.[ مُ تَ مَ لْ لَ ] (ع ص) به قهر به ملک کسی درآمده. (از منتهی الارب). آنچه به ملک و تصرف کسی در آمده باشد، مخصوصاً به غلبه و قهر. و رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «متملک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر