معنی متمشق
4 بازدید
[ مُ تَ مَ شْ شِ ] (ع ص) جامه که پاره شود. (آنندراج). جامهٔ پاره و دریده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). - شب که آخر گردد. (آنندراج) (منتهی الارب). شب به آخر رسیده. (ناظم الاطباء). - پوست برکنده و برهنه. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به تمشق شود.
کلمات همقافیه با «متمشق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شق» برای سرودن شعر