معنی متلائم
6 بازدید
[ مُ تَ ءِ ] (ع ص) جراحتی که کفشیر پذیرد. (آنندراج). به شده و شفا یافته. (ناظم الاطباء). سازگار. سازوار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به تلاؤم وتلائم شود. - واپس دادهٔ مهربانی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «متلائم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئم» برای سرودن شعر