معنی متلألئ
7 بازدید
[ مُ تَ لَ ءْ لِ ءْ ] (ع ص) روشن و تابان. اسم فاعل از تلألؤ که بر وزن تفعلل است رباعی مزید مأخوذ از لؤلؤ که به معنی مروارید است و این قسم اشتقاق از جامد در کلام عرب مستعمل است... (غیاث) (آنندراج). درخشان و تابان و تابدار. (ناظم الاطباء): به برج طالعش از نور کوکب او متلألی ء گشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۲۸۴). و رجوع به تلألؤ شود.
کلمات همقافیه با «متلألئ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لئ» برای سرودن شعر