معنی واژه متقوی
4 بازدید
[ مُ تَ قَ وْ وی ] (ع ص) توانا. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). توانا و قادر. (ناظم الاطباء): مدد و معاونت ایشان در تمشیت آن کار متقوی شود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۲۵۹). - دلاور و دلیر. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون). و رجوع به تقوی شود.