معنی متقمر
5 بازدید
[ مُ تَ قَ مْ مِ ] (ع ص) غالب آینده در قمار. (آنندراج). غالب شونده در قمار. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). - به ماهتاب بیرون شونده. (آنندراج). سیرکننده و تفرج کننده در ماهتاب. (ناظم الاطباء). به ماهتاب بیرون آینده و صید جوینده در شب. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از محیطالمحیط). رجوع به تقمر شود.
کلمات همقافیه با «متقمر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر