معنی متقلص
6 بازدید
[ مُ تَ قَ لْ لِ ] (ع ص) درهم کشیده شونده و گرد هم آینده با هم. (آنندراج) (از منتهی الارب). درهم کشیده و ترنجیده. (ناظم الاطباء): و چشمهای بخلاء در مغاک افتاد و لبهای شیرین متقلص گشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران، ص ۳۲۵). و رجوع به تقلص شود. - معزول کرده شده. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
کلمات همقافیه با «متقلص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لص» برای سرودن شعر