معنی متقشف
7 بازدید
[ مُ تَ قَ شْ شِ ] (ع ص) مرد شکیبا به قوت روزگذار و به جامهٔ دریدهٔ در پی نهاده. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - مرد تنگ زیست. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). - آن که از آلایش و پلیدی و جز آن باک ندارد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به تقشف شود.
کلمات همقافیه با «متقشف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شف» برای سرودن شعر