معنی متعلقه
5 بازدید
[ مُ تَ عَ لْ لِ قَ ] (ع ص، اِ) زن شخص. (ناظم الاطباء): بابا پیروک و متعلقه اش ویلان و سرگردان سیر بیابانها همی کردند. (ولنگاری، قضیهٔ نمک ترکی، صادق هدایت چ چهارم امیرکبیر، ص ۱۶۹).
کلمات همقافیه با «متعلقه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قه» برای سرودن شعر