معنی متعدد
5 بازدید
[ مُ تَ عَ دْ دِ ] (ع ص) زیاده زاید از هزار. (آنندراج). بسیار و زیاده بر ده هزار. (ناظم الاطباء). - فراوان : در پیرامنش بواسطهٔ دره ها، جای نزول لشکر و خیام متعدد نیست. (ظفرنامهٔ یزدی ج ۲ ص ۳۷۳). - مختلف و گوناگون. (ناظم الاطباء):
کلمات همقافیه با «متعدد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دد» برای سرودن شعر