معنی متعاهد
5 بازدید
[ مُ تَ هِ ] (ع ص) هم عهد و هم وثاق و متحد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، متعاهدین . (ناظم الاطباء). و رجوع به تعاهد شود.
کلمات همقافیه با «متعاهد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هد» برای سرودن شعر