معنی متصلع
5 بازدید
[ مُ تَ صَ لْ لِ ] (ع ص) آفتاب بالاآینده یا در وسط آسمان رسنده یا از ابر بیرون آینده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آفتاب بیرون آمده از زیر ابر در وسط آسمان رسیده. (ناظم الاطباء). و رجوع به تصلع شود.
کلمات همقافیه با «متصلع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لع» برای سرودن شعر