معنی متصلصل
5 بازدید
[ مُ تَ صَ صِ ] (ع ص) بانگ کرده. و تندر غرنده و بانگ کننده. - برگردانندهٔ آواز در حلق. - زیور صدا کننده. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به تصلصل شود.
کلمات همقافیه با «متصلصل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صل» برای سرودن شعر