معنی متصفح
6 بازدید
[ مُ تَ صَ فْ فِ ] (ع ص) نظرکننده در ظاهر کار و جستجوی آن نماینده. (آنندراج). کسی که می نگرد ظاهر چیزی را و جستجو کننده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به تصفح شود. - آزماینده. (ناظم الاطباء). - ملاحظه کننده. (ناظم الاطباء): و آخر ختم بر مضاحکی چند و هزلیات کنم تا متصفحان این کتاب... بدان تفرجی کنند. (راحة الصدور). تا متصفحان این مجموع و متأملان این سطور هر یک برحسب نظر و دقت خاطر نصیب گیرند. (سند بادنامه ص ۲۴). و رجوع به تصفح شود.
کلمات همقافیه با «متصفح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فح» برای سرودن شعر