معنی متروکه
5 بازدید
[ مَ کَ / کِ ] (ع ص) مأخوذ ازتازی، هر چیز واگذاشته شده و ترک شده و ساقط گشته. (ناظم الاطباء). - اموال متروکه؛ چیزهائی که از شخص مرده باقی مانده باشد. (ناظم الاطباء). و رجوع به متروک و متروکات شود.
کلمات همقافیه با «متروکه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «که» برای سرودن شعر